مرتضى مطهرى

326

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مختلف به طور پراكنده ذكر شده است . قسمتى از آن در باب « وجود ذهنى » آمده است و قسمت ديگرش در باب مقولات آمده است ( در باب مقولات ، به مقولهء كيف كه مىرسند به اعتبار اينكه علم را يك شاخه از شاخه‌هاى كيف نفسانى دانسته‌اند در آنجا بحثى راجع به علم مطرح مىكنند ) « 1 » ؛ و در بعضى از كتابها ( مثل همان كتاب فخر رازى ) يك باب جداگانه و مستقلى را به بحث « علم و معلوم » اختصاص داده‌اند و مطالبى كه در باب وجود ذهنى و در باب مقولات از آنها بحث مىشود در آنجا مورد بحث واقع شده است ، كه صدر المتألّهين هم در اسفار چنين كارى كرده است ؛ از مراحل دهگانه‌اى كه براى « امور عامّه » تشكيل داده است ( كه اينها را هم از اين جهت « مراحل » مىنامد كه تا اين مرحله‌ها طى نشود مسائل الهيات حل شدنى نيست و قبلا بايد اين منازل را طى كرد ) يكى همين بحث « عقل و معقول » يا بحث « علم و معلوم » است ، كه آن را يك مرحلهء مستقل و نيز آخرين مرحله در ترتيب فعلى اسفار « 2 » قرار داده است . حاجى در منظومه چنين كارى نكرده است ، يعنى يك چنين مبحث مستقلى در باره « عقل و معقول » يا « علم و معلوم » ندارد ، ولى در آخر بحث وجود ذهنى همين قدر اشاره مىكند كه : « وحدتها مع عاقل مقوله » يعنى وحدت صورت معقوله با عاقل گفته شده است . « مقولة » در اينجا به معنى « قول » و به معنى « معتقد » است . پس « وحدتها مع عاقل مقوله » يعنى وحدت صورت معقوله با عاقل ، معتقد و مقول بعضى است . مقصود از اتحاد عاقل و معقول چيست ؟ در اين بحث اولا بايد ببينيم كه مقصود از اتحاد عاقل و معقول چيست ؛ چون اين

--> ( 1 ) در كتاب المباحث المشرقية نيز كه باب مستقلى تحت عنوان « فى العلم و احكامه » به مباحث مربوط به علم اختصاص داده شده است ، به مناسبت بحث كيف نفسانى اين مباحث را مطرح كرده است [ رجوع شود به المباحث المشرقيه ، جلد اول ، صفحات 319 - 379 . ] ( 2 ) [ اينكه استاد شهيد فرموده‌اند « در ترتيب فعلى اسفار » از اين جهت است كه ايشان را عقيده بر اين است كه ترتيب فعلى اسفار همان ترتيبى نيست كه صدر المتألهين در آغاز تحرير و تأليف كتاب اسفار در نظر داشته‌اند و اين مطلب با مراجعه به خود كتاب اسفار و ارجاعاتى كه در مواضع مختلف اين كتاب شده است روشن مىشود . ]